Sunday

چه شود مژده دیدار به ما هم بدهی ؟

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

چه شود مژده دیدار به ما هم بدهی ؟

به حرم وقت سحر سرزده راهم بدهی ؟

چه شود از سر لطف و کرمت مهدی جان

به سراپرده خود اذن نگاهم بدهی ؟

چه شود دست عنایت بکشی بر سر من ؟

حکم آزادی من از ته چاهم بدهی ؟

چه شود با همه رندی و همه مستی من

نوبت نوکری خانه شاهم بدهی ؟

چه شود در صف یاران تو باشم ای عشق ؟

اذن جانبازی و ایثار به ما هم بدهی ؟

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر

آغاز امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارک باد

۲۴ بهمن ۱۳۸۹

Monday

یک اربعین با اشک تو یک عمر معناست

یک اربعین با اشک تو یک عمر معناست
یک اربعین با مهر تو یک باغ معناست

یک اربعین در سوگ تو نیکو مجالیست
یک اربعین اغوش تو کلی معماست

یک اربعین غمنامه ات ، دنیای عشق است
یک اربعین با یاد تو عقد ثریاست

هر برگ گل چون می چکد از باغ چشمم
در اربعین سوگ تو باغ مصفاست

یک اربعین مهمانی گل واژه هایت
بهتر ز مافیهای هم دنیا و عقباست

یک اربعین همراهیت در کسوت عشق
زیباترین گلواژه فرهنگ معناست

یک اربعین باران غم بر شبنم روح
رنگین ترین نقاشی گلهای زهراست

یک اربعین با خاندان محنت ودرد
همراهی نو غنچه های آل طاهاست

یک اربعین تحریر مشق استواری
دیوان پر رمز و نشان برترینهاست

یک اربعین معراج پاک عشقبازان
آتشفشانی در میان کهکشانهاست
یک اربعین آهنگ جانبخش شهادت
گویاترین تک مصرع نغز غزلهاست

هشتم اسفند 1386 ( مصادف با شب اربعین حسینی )

Saturday

چشمهای اشکبارت کربلایی دیگر است

تقدیم به دخت دردانه ابا عبد الله / حضرت رقیه سلام الله علیها
چشمهای اشکبارت کربلایی دیگر است
گریه های جانگدازت نینوایی دیگر است
قطره قطره شبنم زیبا گل چشمان تو
عاشقان این حرم را چون فراتی دیگر است
لطمه بر صورت مزن ای دخت غمدار حسین
دستهای کوچکت حقا بیانی دیگر است
از چه رو پرهیز داری دخترم از شرب آب
این کرامت در وجودت افتخاری دیگر است
چیست آن ابر سیه بر صورت رخشان تو ؟
این مه تابان پدر را برگ یاسی دیگر است
آه ای بانوی من آن گوشوارت را که برد
آن سرشک خون فشانت / غمگساری دیگر است
نزد عمه بر مکش فریاد آهنگ حزین
کاین غم و این غصه بر زینب / غزایی دیگر است
وای بر آندم که بر راس پدر چشمت فتاد
آن نگاه آتشین آتشفشانی دیگر است
دخترم بنگر که بابا چون تو را می خواندت
پاک کن اشکت که بابا را نگاهی دیگر است
دم مزن از عم که بابا سوی تو رو کرده است
خنده پاک تو چون نوشین دوایی دیگر است
چون تو بنشینی به نزدیک سر پاک پدر
هر کلام در فشانت را سلامی دیگر است
بر لب و گوش پدر چون کرده ای راز و نیاز؟
این نوایت بر پدر شیرین زبانی دیگر است
راز بگشا با پدر / برگو تو از طی سفر
این روایت با پدر زیبا کتابی دیگر است
آنقدر نجوا مکن با موی خونین حسین
این ندای عاشقانه از جهانی دیگر است
صوت قرآن پدر را چون شنیدی از لبش
بوسه بر لب زن که این صوت از لبانی دیگر است
از پدر پنهان کنی خار فرو رفته به پا
در طریق عشقبازی / این مرامی دیگر است
از چه رو پنهان نمایی گونه ات از دیده اش ؟
آفرین بر تو که این زیبا حیایی دیگر است
بازگو با ما رقیه از پدر حاجت چه بود ؟
اینچنین بوسیدنی را رمز و رازی دیگر است
وه چه خوش بردت پدر با خویش نزد کردگار
اینچنین پیمودنی بر رسم و راهی دیگر است
ای خوش آن روزی که در آغوش گیرم قبر تو
این سعادت مر مرا چون آرزویی دیگر است


۲۰ بهمن ۱۳۸۶

Monday

در محرم اشک ها بی انتهاست

در محرم اشک غوغا می کند

عالمی را طور سینا می کند

در محرم اشک ها درّ می شود

از غم آزادگان پر می شود

در محرم اشک ها بی انتهاست

خطی از دریای دل تا کربلاست

در محرم اشک پر پر می شود

خون جگر از داغ ، یکسر می شود

در محرم اشک پر غم می شود

همچو نی ، جاری به هر دم می شود

اشک من اشک دلی جا مانده است

بس که در این قصه تنها مانده است

چیست رمز و راز اشک و کربلا

چشمها هم همنوا با نینوا

کاش راز اشک را می جستمی

کاش دل با اشک خون می شستمی

چون به دشت کربلا آبی نبود

شک آبی ، دست سقایی نبود

اشک ، جای آب جاری می شود

با دو رود چشم یاری می شود

اشکها سیراب سازد عاشقان

اشکها جاری شود از آسمان

آه ای اشک مصیبت بار ما همدم شبهای غمبار عزا

آه ای همراه من ، ای اشک پاک

باز هم زاری نما و سینه چاک

سرفرازم کن به این جاری شدن

یاریم بنما به شیدایی شدن

اشک من ، امشب مرا همراه باش

راوی آن ماتم جانکاه باش

اشکها ، بر اشک من زاری کنید

اندر این شبها عزاداری کنید

اشک من دلداده کرب و بلاست

نوحه گر بر اهل بیت مصطفاست

اشک من قیمت ندارد ای خدا

بس که جاری شد ز داغ کربلا

اشک ، دمساز سحرگاه من است

تکیه گاه گریه و آه من است

اشک من دیوانه خون خداست

دمبدم چشم انتظار کربلاست

کاشکی آنروز هم در کربلا

گریه می کردیم بر آل عبا

کاشکی بر فرق و بر سر می زدیم

همره زینب به هر در می زدیم

کاش آید کربلای دیگری

تا شود برپا قیام دیگری

کاش آید مهدی صاحب زمان

تا بگیرد انتقام از ظالمان


سی ام آبان ۱۳۸۹



Thursday

در نماز خود دهی انگشتری

السلام علیک یا امیر المومنین یا ابا الائمة

من چگونه وصف تو گویم علی ؟

در نماز خود دهی انگشتری

این نه انگشتر که مهر خسرویست

تک تک اجزاء آن بوسیدنیست

جز علی یزدان ندارد بنده ای

در رکوع خود دهد انگشتری

در درون تو چه باشد ای علی ؟

دائما باشی به یاد سائلی

تو دمی از یاد حق غافل نیی

در عبادت هم به یاد مانده ای

کاش آن سائل به مسجد بودمی

تا توانم دست تو بوسیدمی

چرخ گردون تحت امر دست تو

عقل عالم هم اسیر و مست تو

چرخ گردون بر مدار یا علیست

قلب عالم زیر نبض یا علیست

یا علی گویم به آواز جلی

تا رسد نایم به گوش مدعی

پرتو( لولاک ) عشق مرتضاست

نور چشم مصطفی مولای ماست

۱۰ اذر ۱۳۸۹